یا هو
دلتنگی هایم:
لحظه ای که آمدی دلم در هوس عطر سیب تو را با خود زمزمه میکرد!!
بنویس!! دست هایم سهم توست
ای کاش در کنارت آرزوها را دانه به دانه همراه ستاره ها می شمردم!!
ای کاش آسمانمان مثل دل زیبایت همیشه صاف وپاک بود!!
نگاه هایمان در هاله ای از محبت پیچیده شد!!
ومن در ایوان چشم هایت در پی زره ای از عشق هستم!!
باور داری!! فقط زره ای از عشق برایم ازتمام بودن ها بهتر است!!
وقتی رسیدی وبه کلبه دلم پا گذاشتی در باورم نمیگنجید روزی تو را در خلوتم بپذیرم!!
بیگانه ای بودی هم قفس شده با من!!
حال میبینی من بیگانه دیارت شده ام
در هر کلامت صدای لغزیدن بهار روی تن یخ زده دشت زمستانی دلم به گوش میرسد!!
قسم به اسمت!!
تمام تنهایی هایت را سهم من کن.
قسم به چشم هایت!!
تمام ناگفته های درونت راسهم من کن.
قسم به ندای پاکت!!
تا اااااااااااااااااااااااااااااابد دوست دارم
اگر چه چشم هایمان از دیدین هم یتیم هستند. اما وجود گرم وهستی بخشتان را همیشه در دل و جانم حس می کنم!!
وحس زیبائیست!!!
اما بگذار گاهی آسمان دلم بغضش راببارد انگاه تو مثل رنگین کمان پس از ترنم باران بیا
بیا با تمام زیبائیهایت
.
.
.
.
.


